تویی تک ستاره توی شبهای من
![]()
سلام فرفری
دیشب اومدیم شیراز و شما نرسیده خونه ی مامانی توی بغل من یه هو استفراغ کردی
خیلی ناراحت شدم و سریع اومدیم و لباسات را عوض کردم و مامانی یه چایی نبات برات
درست کرد و خوردی ، الهی بمیرم برات داشتی مثل جوجه می لرزیدی ، خیلی برات
ناراحت شدم عزیز دلم ولی بعدش کمی بهتر شدی ...
خیلی ترسیدم مامانی من ، خدا کنم همیشه سالم و سر زنده باشی...


آخه موش کوچولو اونجا چی می خوای؟




قربون اون شیطونی ها و کنجکاوی هات که به کمدت هم سرایت کرد....











اینجا سامیار فهمید که مامان اومده ،وای ،وای




این هم از شاهکار های سامیار جونم










این هم یه آقای خوشتیپ




سامیار و آقای پدر


سامیار داره آفتاب می گیره











تویی تک ستاره توی شبهای من
